پیام شماره 8 (پنجشنبه 28 فروردین ماه 1399)

به نام خداوند بخشنده مهربان


پیام شماره 8 (پنجشنبه 28 فروردین ماه 1399)


1- سلام، امیدوارم حال شما خوب باشد و برای آزمون سنجش فردا آمادگی داشته باشید.
2- با توجه به برگزاری آزمون سنجش به صورت غیر حضوری روی رتبه های حاصل نمی توان مثل سابق حساب کرد.
3- قول داده بودم راجع به نحوه ی شرکت در آزمون سنجش برایتان بنویسم که بطور مفصل برایتان نوشته و برای درج در کانال های اطلاع رسانی مدارس شما ارسال کردم.
4- پیام شماره 9 روز دوشنبه اول اردیبهشت ماه بعد از ساعت 7 بعدازظهر منتشر خواهد شد.
5- منتظر سوالات شما هستم وبرای شما آرزوی موفقیت دارم.

 

پاسخ به سوالات

 

سوال شماره 1 : من کتاب iq زیست رو خریدم ولی هنوز پاسخنامش چاپ نشده با این حال دارم تستاشو میزنم بنظرتون کار درستیه؟؟
جواب : اشکالی ندارد به شرط این که جواب سوالاتی را که غلط جواب می دهید یا نمی زنید با استفاده از متن کتاب تحلیل کرده و یاد بگیرید. البته اگر این کار را خوب انجام دهید حتی از وقتی که پاسخنامه ی تشریحی وجود دارد هم بهتر است. اگر چه تا حدودی وقت گیراست.


سوال شماره 2 : سلام اقای موحدنژاد ببخشید اگه ی نفرهشت سال پزشکی شو توی یکی از دانشگاه های ایران تموم کنه وبعد باداشتن مدرک ایلتس وقبولی در ازمون مربوطه برای ورود به کشور کانادااقدام کنه ایا نیازی به سابقه کارهست؟وایا ممکن به عنوان پزشک. عمومی اونجا مشغول به کار بشه وهمزمان برای ادامه تحصیل وگرفتن تخصص اونجا اقدام کنه؟
جواب : خیر اول باید در آزمون های تطبیقی شرکت کنید و برای بررسی واجد شرایط بودن شورای پزشکی کانادا (MCCQE) اقدام نمایید. بعد اگر پذیرفته شوید می توانید ادامه ی تحصیل داده و از کار دانشجویی نیزبرخوردار گردید. اما این که بعنوان پزشک عمومی مشغول به کار شوید و در عین حال هم در دوره ی تخصصی تحصیل کنید امکان پذیر نیست.


سوال شماره 3 : سلام آقای موحد . روزتون بخیر . من یکی از شاگرد های شما هستم از مدرسه...
موقعی که داشتم میانبر های نرم افزار Chrome رو مرتب می کردم ، دیدم که نشانک سایت شما رو حذف نکردم .
همون لحظه وارد شدم و دیدم که شما مثل پارسال ، هنوزم برای بچه ها پیام می ذارید ولی حقیقتش ، یه ذره تعجب کردم .?
وقتی که پیام هارو خوندم ، یاد کنکور خودم افتادم .
یه هفته قبل از کنکور ، دیگه نخوندم . واقعیت اینکه خسته شده بودم در صورتی که می دونستم ممکنه قضیه فرق کنه . توی اون یه هفته ، با مامان سینما رفتیم و خیلی کارها کردیم ...
روز کنکور ، با مامان رفتم . یه سبد پیک نیک که توش صبحانه گذاشته بودیم ، برداشتیم و زود رفتیم سمت حوزه . من عادت داشتم تو ماشین صبحانه بخورم ؛ به خاطر همین ، هرکی ما رو می دید ، دهنش از تعجب به زمین می خورد .
بعد ، با مامان خداحافظی کردم و به سمت دانشگاه رفتم ، ( ناگفته نماند که حوزه کنکورم ، همون دانشگاهی بود که الان دارم درس می خونم .)
وارد حوزه شدم و صندلی رو پیدا کردم . نه آفتاب توی کاغذم افتاده بود ، نه هوای کلاس بد بود . تازه اینقدر صندلی راحتی داشتم که همونجا پیش خودم فکر کردم که چه قدر در مورد این مسائل ، شلوغش می کردیم .
خلاصه ، کنکور رو دادم و منتظر شدم ، تو این بین ، همایش ها رو هم اومدم و خیلی اطلاعات کسب کردم .
تا اینکه روز نتایج رسید . مامانم گفت : خودت چی فکر می کنی ؟ من هم کاملا مطمئن ، گفتم : بیشتر از 5000 میشه . ولی از زدن این حرف خیلی ناراحت بودم .
وقتی که رتبه ام رو دیدم ، نتونستم جلوی خودم رو بگیرم . باورم نمی شد که 8600 شده باشم . خلاصه ، با همین اوصاف اومدیم مدرسه که مطمئن بشم . اون موقع شما سرکلاس بودید و از طرفی ، خانوم ... ، به من اجازه داد که زنگ تفریح با شما حرف بزنم .
با خانوم ... صحبت کردیم و مطمئن شدم که اون عدد درسته . از طرفی ، به ما گوشزد کرد که سال بعد ، وضعیت از این بهتر نمیشه . چون سال بعد الزام نظام آموزشی برداشته میشه و نظام قدیم ها هم می تونن گزینه نظام جدید رو انتخاب کنن .
یادم نمیاد اون روز چه طور گذشت ولی من تصمیمم رو گرفتم . می خواستم برای سال بعد درس بخونم . بابام هم با دلیل های خودش ، حسابی من رو قانع کرد . دو روز مونده به آخرین مهلت انتخاب رشته ، با مشاور خانوادگی مون جلسه داشتم . خیلی ناراحت شد که من چرا انتخاب رشته نکردم و اون روز ، قرار شد انتخاب رشته کنم .
در عرض دو روز انتخاب رشته کردم . البته اولویت هام مشخص بود ولی چیدنشون ، چندباره و اونم با قطع و وصل شدن اینترنت ، حسابی کار رو سخت کرده بود .
بالاخره انتخاب رشته کردم با اولویت های پزشکی و بیوتکنولوژی و توی دانشگاه علم و فرهنگ قبول شدم .
اگر این پیام رو برای بچه ها قرار می دید ، باید بگم که از مدرسه وارد دانشگاه شدن ، چیز جذابیه ولی حقیقتش برای کسایی مثل من که بیوتکنولوژی هم علاقه شه هم وسیله برای رسیدن به پزشکی ، چیز خیلی مفیدی نیست .
تو تابستون بعد از کنکور ، حسابی از عادت درس خوندن در اومده بودم و از طرفی ، بدون اینکه خودم بدونم ، حالم خوب نبود .
وسطای ترم اول بود که یه اتفاق کوچیک که حتی خودمم نمی دونم دقیقا چه اتفاقی ، باعث شد حالم از همه چیز بهم بخوره . از طرفی عقب موندگی هم داشتم و همه چیز روی هم انبار شد . من حتی معدل خوبی برای ترم اول بدست نیاوردم (13.22) . در واقع فقط مشروط نشدم .
بعد از این ماجرا ها ، وقتی پیش مشاورم رفتم ، متوجه شدم دچار سطحی از افسردگی شدم . با اینکه خودم حسش می کردم ولی نمی تونستم قبول کنم . می تونم بگم اینقدر حالم بد شده بود که سر کلاس ویولن ، تقریبا جلوی استادم ، برای دومین بار گریه کردم .
بعد از اون جلسه مشاوره ، مشاورم گفت که این مشکل دوتا راه داره : یا خودت براش اقدام می کنی ( مثل ورزش کردن و ... ) یا اینکه باید به درمان دارویی دست بزنی ولی من تصمیم گرفتم که خودم برای خودم کاری بکنم ...
اگر بخوام وضعیت الان رو توصیف کنم ، می تونم بگم که هنوز اندر خم یک کوچه ام ولی اگر نگم که یه ذره تغییر نکردم ، ناشکریه ؛ خصوصا با خوندن یه کتاب که یه نفر تو مترو به من فروخت . اون روز ، خیلی اتفاقی سوار واگن مردونه شدم . بعد از ایستگاه ارم سبز ، یه کتابفروش اومد . یه مقدار تعجب کردم ؛ چون از این چیزا تو واگن زنونه نبود . اسم کتاب ، « ملت عشق » بود . بابتش 50000 تومن پول دادم که البته مایه تعجب خودم هم شد . یه پیرزن که روی صندلی کنار در نشسته بود ، به من گفت : کتاب خیلی خوبی خریدی .
از اون موقع تا چند روز پیش ، کتاب رو نخونده بودم . خوندنش مصادف شد با وضعیت روحی الانِ من ...
قصدم از فرستادن این پیام ، کمک خواستن یا فقط خاطره گویی و معرفی کتاب نبود . من می دونم که شما حتی از این پیام ها برای گوشزد کردن نکات تکمیلی به بچه ها استفاده می کنید که این موضوع من رو خیلی خوشحال می کنه . از طرفی ، یادآوری یه سری خاطرات ، حال آدم رو عوض می کنه .
ممنون که می خونید و وقت میذارید ؟
( پی نوشت : توی قسمتی از پیام ، درمورد محیط دانشگاه حرف زدم . شاید این دلمشغولی همه بچه ها نباشه ولی نکته ای هست که باید بگم :
هیچ خبری توی دانشگاه نیست به جز درس خوندن . شاید ترم اول جذاب و کمی دلهره آور باشه ( خصوصا در مورد ارتباطات با جنس مخالف ) ولی من می تونم اعتراف کنم که از بعضی از پسر ها و دختر های ورودی خودمون ، به اندازه 49 نفر بدم میاد ؛ چون 50 نفریم اینو گفتم.
جواب : خیلی دوست دارم راجع به رشته ات و احساسی که نسبت به آن داری بدانم .در دنیای بزرگ امروز جا برای همه هست. به نظر من با کمی هدایت تحصیلی تخصصی که حتماً از دست من بر می آید دنیایی که می بینی بسیار زیباتر خواهد شد. از تو خیلی ممنونم که مرا قابل دانستی و این مطالب را با من در میان گذاشتی. دلم می خواد باز هم با من در تماس باشی.


سوال شماره 4 : سلام.من سال سوم دبیرستان هستم و برای پیش دانشگاهی مایل هستم که غیر حضوری و با اموزشگاه هدف درس بخونم. آیا شما مشاوره خصوصی دارید؟
ممنون میشم پاسخ سوال من را بدهید
جواب : فکر می کنم منظور شما این است که در سال یازدهم تحصیل می کنید و در سال دوازدهم مایلید غیر حضوری تحصیل کنید.
بله من مشاوره ی خصوصی برای دانش آموزان فارغ التحصیل و یا دانش آموزانی که به هر دلیلی به مدرسه نمی روند دارم (برای دانش آموزان مشغول به تحصیل در دبیرستان مشاوره ی خصوصی ندارم)
معمولاً آگهی آن را در همین سایت و در اوایل تیرماه منتشر می کنم.


سوال شماره 5 : سلام استاد موحدی نژاد خوبید خوشید سلامتید ؟ استاد من اصلا نتونستم برنامه دوره ای هایی که می دید رو همون تعداد که گفتید تست بزنم تعداد تست هام خیلی کمه و این به شدت به من استرس می ده واقعا حس می کنم هیچی قبول نمی شم و کنکورم نابود شده است ؟؟؟چی کار کنم من برگردم به حالت قبلم زمانی که مدارس باز بود خیلی درس می خوندم.
جواب : با اجرای کامل برنامه ی دوره ی دوم مطالعاتی که از 30 فروردین ماه آغاز می شود، حالت کاملاً خوب می شود. پس بیخودی استرس نداشته باش. وقت کافی داریم.


سوال شماره 6 : ببخشید این اخبار پخش شده در برگزاری امتحانات نهایی در همان روز عقب افتادن کنکور تا نهایتا ۲۷ تیر ماه صحت داره؟
جواب : کنکور مسلماً در تاریخ 13 تیر برگزار نخواهد شد. اما این که 27 تیر باشد و یا در مرداد ماه معلوم نیست. فقط قرار است 20 روز بعد از امتحانات نهایی باشد. زمان برگزاری امتحانات نهایی هم هنوز معلوم نیست. با این وضعی که شیوع کرونا در ایران در حال افزایش است خدا می داند کنکور کی برگزار شود. فعلا شما روی اوایل مرداد ماه حساب کنید.


سوال شماره 7 : دختر خوبی به من گفته پیامش را منتشر نکنم ولی معدل بالایی دارد و تراز سنجشش هم بالای 6200 است و می خواهد بداند مشود دندانپزشکی قبول شد؟
جواب : دختر خوب اصلاً نگران نباش برنامه های آینده را اجرا کن حتماً قبول می شوی و برای تهران هم اگر سرعت تست زنی ات را بالا ببری امکان داری. ما هنوز تا کنکور خیلی کارها را می خواهیم انجام دهیم.


سوال شماره 8 : ببخشید ما چه زمانی در آزمون سنجش 29 فروردین شرکت کنیم و اینکه لطف می‌کنید درمورد زمان بندی و تعداد سوالات آزمون سنجش بهمون بگید. سپاس فراوان
جواب : دختر خوبم تمامی اطلاعات لازم را برای مدارس فرستاده ام تا در کانال های اطلاع رسانی قرار دهند.


سوال شماره 9 : با سلام عرض ادب خدمت شما . من دانشجو ترم ۴ صنایع غذایی دانشگاه آزاد هستم امسال قصد شرکت در آزمون سراسری دارم و درصورت قبولی در داروسازی یا دندانپزشکی از دانشگاه انصراف دارم با توجه به تعطیلی دانشگاه ها و اینکه من حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از مطالب را کامل به خاطر دارم آیا امکان قبولی وجود دارد و اینکه این کاراز نظر شما درست است یا بعد از پایان دانشگاه در آزمون نظام جدید سال ۱۴۰۱شرکت کنم.
جواب : به نظرم بعد از اتمام درس دانشگاه دوباره در کنکور شرکت کنید. رشته ای که می خوانی پیش زمینه ی خوبی هم برای شرکت و قبولی در کنکور سراسری ایجاد می کند و هم پیش زمینه ی خوبی برای تبدیل شما خصوصاً به یک داروساز کار آمد فراهم می کند.


سوال شماره 10 : سلام آقای موحد نژاد و خسته نباشید.میشه بهم چند تا رشته ای که دروس مفهومی ای مثل ریاضی فیزیکش بیشتر از دروس حفظیشه معرفی کنید؟
جواب : با توجه به این که رشته ی شما تجربی است رشته هایی مانند داروسازی، زیست فناوری ، تمامی گرایش های زیست شناسی سلولی و مولکولی ، رشته های شیمی محض و کاربردی و رشته ی زمین شناسی و تا حدودی هم رشته های مهندسی کشاورزی این ویژگی ها را دارند.


سوال شماره 11 : من برنامه مطالعاتی و دوره ای اول را تا نصفه انجام دادم و متاسفانه از اوایل عید درگیر کرونا شدم تا همین پری روز و از بقیه برنامه جا موندم .من الان باید چیکار کنم به نظر شما؟
جواب : دختر خوبم اصلاً نگران نباش برنامه ی دوره دوم مطالعاتی را به نحوی طراحی کرده ام که هر کسی عقب باشد ولی حاضر باشد از حالا جدی شود مشکلاتش برطرف خواهد شد.

موفق باشید - موحد نژاد